وقتی یک پسر یا دختر در جنگ کشته میشود، یک خانواده کامل از هم میپاشد. مادر، هر جا که نگاه میکند، جای خالی بچهاش را میبیند. شبها برایش خیلی سخت میشود. پدر، که همیشه قوی بود، حالا خیلی غمگین است و کمتر حرف میزند. برادر یا خواهر کوچکتر، دیگر کسی را ندارد که با او بازی کند و خاطرات خوش، حالا برایش غمانگیز شده است. حتی سر سفره، یک صندلی خالی میماند که هیچکس دوست ندارد به آن نگاه کند. این غم، هر روز بیشتر میشود و هیچوقت هم از دل خانواده نمیرود. هر بار که یادش میافتند، دوباره ناراحت میشوند و این غم تا آخر عمر با آنها میماند.
کودکانی که آرزو داشتند بازی کنند، درس بخوانند و در کنار خانوادههایشان زندگی کنند، اما فرصت بزرگ شدن از آنها گرفته شد. آنها هیچ نقشی در جنگها نداشتند و تنها قربانی خشونت شدند.
ما نمیخواهیم این کودکان فراموش شوند. داستان زندگی کوتاهشان به ما یادآوری میکند که هر کودک حق دارد در امنیت، آرامش و شادی زندگی کند و ما با همدلی از حق کودکان دفاع میکنیم.
دادخواهی برای این کودکان یعنی رساندن پیام آنها به گوش جهان. یعنی گفتن این حقیقت که هیچ کودکی نباید قربانی جنگ شود و صدای خنده کودکان باید از صدای جنگ بلندتر باشد.
ما میخواهیم دنیایی بسازیم که در آن تمام کودکان بتوانند در صلح، دوستی و برابری رشد کنند. دفاع از کودکان وظیفه همه ماست.
به یاد همه کودکانی که قربانی جنگ شدند، قول میدهیم که صدای آنها باشیم، نامشان را در تاریخ زنده نگه داریم و برای ساختن جهانی مهربانتر و آرامتر تلاش کنیم.
لطفا صبر کنید